˙·٠•●♥ تــخــتـــه ســیـــاه بـــاران ♥●•٠·˙

چه کسی می فهمد

در دلم رازی هست ؟

می سپارم آن را به خیال شب و تنهایی خود ...


برچسب‌ها: راز دل شب تنهایی باران غمگین عشق
سه شنبه 10 تير 1399| 11:18 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

این که بشینی برای یه خاطره خنده دار گریه کنی 

خیلی حرفه ...


برچسب‌ها: خاطره گریه خنده حرف باران عشق غم
دو شنبه 9 تير 1399| 16:43 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

میگویند تنهایی 

پوست آدم را کلفت میکند ...

میگویند عشق دله آدم را نازک میکند ...

میگویند درد آدم را پیر میکند 

و من امروز کرگدن پوست کلفتی هستم که پیر شده ام ... 

 


برچسب‌ها: تنهایی عشق آدم پیر جوانی باران
شنبه 7 تير 1399| 2:51 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

یک سکوت هایی هست 

که آدم را خفه می کند 

و از ته دل می سوزی و دم نمی زنی 

و این غمگین ترین حرف دنیاست ... 

 


برچسب‌ها: سکوت باران غم دنیا دل
پنج شنبه 5 تير 1399| 5:4 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

این غافله عمر عجب میگذرد ... 

 

 


برچسب‌ها: عمر دنیا عشق عاشق تنها باران جدایی
دو شنبه 2 تير 1399| 15:53 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

♥ تو خَــدایِ پنــــهانِ مــَنی ♥


برچسب‌ها: باران خدا عشق عاشق
چهار شنبه 17 ارديبهشت 1399| 23:14 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

 

 اگر پروانه می‌شدیم…

 

می‌گویند بعضی از پروانه ها فقط یک روز عمر می‌کنند

 

و در این صورت ای کاش تو پروانه نشوی!

  

شمع شوی و منِ پروانه آن قدر دورت بچرخم که زمین و آسمان یکی شده

  

و تنها شعله ی سوزانت٬ مشخص باشد…


چشم بدوزم به گرمی و روشنایی شمع

 

و دوباره دلم برای شعله ی نارنجی و نازک ات بلرزد…

 

دلم پر شود از خواستن و بعد از یک روز٬ دیگر هیچ مهم نیست!

 

مهم نیست که تنم مرگ را فریاد بزند یا نه…

  

مهم آن است که من همان یک روز عمرم را صرف تو کرده ام…

 

دیگر حسرتی نیست و هر چه هست٬ تویی!

 


برچسب‌ها: عشقم عاشقتم دوستت دارم باران
چهار شنبه 10 ارديبهشت 1399| 21:51 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |


برچسب‌ها: باران عشقم عاشقتم دوستت دارم آرزومی
چهار شنبه 10 ارديبهشت 1399| 12:41 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

کسی را قضاوت نکنید 

فقط برای اینکه گناهانش با گناهان شما فرق دارد ... 


برچسب‌ها: قضاوت باران گناه
پنج شنبه 4 ارديبهشت 1399| 13:26 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

جـــانـــا هــوای بـا تـــ♥ــو بـودن از سرم بـدون گـرفـتـنـی نـیـسـت ....


برچسب‌ها: باران عشق تو زندگی جدایی تنهایی
سه شنبه 2 ارديبهشت 1399| 15:17 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

دو شنبه 1 ارديبهشت 1399| 5:31 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |


برچسب‌ها: خدا باران
یک شنبه 24 فروردين 1399| 12:46 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

اگر قطره ای آب ، درون دریا چه ای بیفتد هیچ اثری از آن نمی ماند !

اما اگر همین قطره بر روی برگی افتد ، بر روی آن خواهد درخشید 

بهترین مکان را انتخاب کنید تا بدرخشید ...


برچسب‌ها: باران قطره آب برگ عشق عاشق
یک شنبه 24 فروردين 1399| 1:34 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

یه وقتایی هم 

انقد دوسش داری که از ترس اینکه 

حالش رو بد نکنی 

دورترین آدم زندگیش میشی ...


برچسب‌ها: ترس دوست داشتن باران زندگی عشق عاشق
شنبه 23 فروردين 1399| 17:27 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

با زمان 

قرار زندگی مسالمت آمیز بگذاریم

نه او مرتب دنبالمان کند 

و نه ما از او فرار کنیم 

سر انجام که به هم خواهیم رسید ...

 


برچسب‌ها: باران زمان زندگی گذشتن فرار
شنبه 23 فروردين 1399| 17:11 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

 ﺍﺯ ﮔﺮﻩﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺷﻤﺎﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﻠﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ،

 

ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻟﺤﻈﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪﻡ،

ﮔِﺮِهی ﺑﻪ ﻧﺎﻓﻢ ﺯﺩﻧﺪ، ﮐﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ

ﮔﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﻔﻬﻤﻢ!

ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺮﻩ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺑﺪﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ…

ﺷﺎﯾﺪ ﺣﮑﻤﺘﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻩﻫﺎﺳﺖ!

ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺒﯿﻨﯽ ﻭ ﺻﺒﺮ، ﻫﺮ ﮔﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺭﻧﮕﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﮔﺮﻩ ﺑﻌﺪﯼ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻡ

ﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺁﻧﭽﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺭﻗﻢ ﺯﺩﻩ ﺩﺍﺭﻡ…

ﺷﺎﯾﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﺮﺳﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﮔﺮﻩ ﻓﺮﺷﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺒﺎﻓﻢ…

ﻓﺮﺷﯽ ﮐﻪ ﺧﺎﻟﻖ ﻫﺴﺘﯽ ﻧﻘﺸﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﻭ ﻣﺮﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﻓﺘﻨﺶ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪﻩ…

ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﻻﺯﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻦ ﺩﯾﺪﻩ ﻭ ﻣﻦ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ

ﺷﮑﺮﮔﺰﺍﺭﻡ…

 


برچسب‌ها: باران زندگی خالق هستی سرنوشت حکمت دنیا
شنبه 23 فروردين 1399| 13:39 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

به پایان فکر نکن 

اندیشیدن به پایان هر چیز ، شیرینی حضورش را تلخ می کند 

بگذار پایان تو را غافلگیر کند 

درست مثل آغاز ... 


برچسب‌ها: باران آغاز پایان عشق عاشق
جمعه 22 فروردين 1399| 12:16 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

سلطان به وزیر گفت سه سوال میپرسم اگر فردا جواب دادی هستی 

وگرنه عزل میشوی.

سوال اول - خدا چه میخورد ؟ 

سوال دوم - خدا چه می پوشد ؟

سوال سوم - خدا چکار می کند ؟ 

وزیر از این که جواب سوال ها را نمی دانست ناراحت بود .

غلامی فهمیده و زیرک داشت.

وزیر به غلام گفت سلطان سه سوال کرده اگر جواب ندهم بر کنار می شوم .

اینکه : خدا چه می خورد ؟ چه می پوشد ؟ چکار می کند ؟ 

غلام گفت هر سه را می دانم اما 

دو جواب را الان می گویم و سومی را فردا ...!

اول خدا چه می خورد ؟ خدا غمه بنده هایش را می خورد ...

دوم خدا چه می پوشد ؟ خدا عیب های بندگان خود را می پوشد ...

اما پاسخ سوم را اجازه دهید فردا بگویم ...

فردا وزیر و غلام نزد سلطان رفتند .

وزیر به دو سوال جواب داد ، سلطان گفت درست است ولی 

بگو جواب ها را خودت گفتی یا از کسی پرسیدی ؟ 

وزیر گفت این غلام من انسان فهمیده ای است جواب سوال ها را او داد .

سلطان گفت : پس لباس وزارتت را در بیاور و به این غلام بده ،

غلام هم لباس نوکری را در آورد و به وزیر داد .

بعد وزیر گفت : جواب سوال سوم چه شد ؟ 

غلام گفت : آیا هنوز نفهمیده ای خدا چکار می کند ؟!!

خدا در یک لحظه وزیر را غلام می کند و غلام را وزیر می کند .


برچسب‌ها: داستان داستان کوتا باران خدا
پنج شنبه 21 فروردين 1399| 21:32 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

به هر کس می نگرم در شکایت است ،

در حیرتم که لذت دنیا به کـام کیست ؟!


برچسب‌ها: باران لذت دنیا حیرت شکایت
پنج شنبه 21 فروردين 1399| 20:51 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

 

 

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.
می‌گویند خارپشت ها وخامت اوضاع را دریافتند

و تصمیم گرفتند دور هم جمع شوند و بدین ترتیب همدیگر را حفظ کنند.

 

وقتی نزدیکتر به هم بودند گرمتر می‌شدند؛

ولی خارهایشان یکدیگر را زخمی می‌کرد.

بخاطر همین تصمیم گرفتند از هم دور شوند ‫ولی از سرما یخ زده می مردند.‬

از اینرو مجبور بودند یا خارهای دوستان را تحمل کنند،یا نسلشان منقرض شود.

پس دریافتند که بهتر است باز گردند و گرد هم آیند

و آموختند که: با زخم کوچکی که همزیستی با کسان بسیار نزدیک به وجود می‌آورد زندگی کنند،

چون گرمای وجود دیگری مهمتر است.
این چنین توانستند زنده بمانند.

بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گرد هم می آورد

بلکه آن است هر کسی با دیگری ارتباط قلبی عمیق داشته باشد

و فرد بیاموزد با معایب دیگران کنار آید و خوبی های آنان را تحسین نماید.


برچسب‌ها: باران ارتباط قلب زخم
پنج شنبه 21 فروردين 1399| 3:57 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

سکوتم را دست کم نگیر 

من به جایی رسیدم که هر روز 

بی صدا دلم برایت تنگ میشود 

خدا می داند و پنجره و آسمان و باران ...

 

پنج شنبه 21 فروردين 1399| 2:52 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

عاشق نبودی دلت هُری بریزه 

واسه اون که عزیزه 

نفست بره راحت 

چهار شنبه 20 فروردين 1399| 17:1 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

دو شنبه 18 فروردين 1399| 15:31 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

کاش زندگی از آخر به اول بود..


پیر بدنیا می آمدیم..


آنگاه در رخداد یک عشق جوان میشدیم..


سپس کودکی معصوم می شدیم و در


نیمه شبی با نوازش های مادر آرام میمردیم…!!!

 

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

پنج شنبه 14 فروردين 1399| 16:2 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

شـک نـداشتم سـفـره ی دلـم را ڪــﮧ وا ڪـنم هـمــ ﮧ سـیـر مــے شـونـد …!

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

پنج شنبه 14 فروردين 1399| 14:11 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

این روز ها تلخ می گذرد 

دستم می لرزد از توصیفش

همین بس که 

نفس کشیدنم در این مرگ تدریجی ، مثل خودکشی است با تیغ کُند 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

پنج شنبه 14 فروردين 1399| 13:38 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

ممتد مانده ام 

انگار سکون عجیبی 

در شب میان ذهن من 

جولان میدهد مثل در خواب رفتن یک رویا 

با تصویری تمام سیاه 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

دو شنبه 11 فروردين 1399| 5:34 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

ما به هم نمیرسیم 

اما 

بهترین غریبه ات می مانم 

که تورا همیشه دوست خواهد داشت ... 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

دو شنبه 11 فروردين 1399| 5:21 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

برهنه می آییم ... 

برهنه می رویم ...

با این همه عریانی هنوز هم ...

قلب هیچ کس پیدا نیست ...!

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

دو شنبه 11 فروردين 1399| 5:0 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |

فروتن که باشی

حرمتت را نگه نمی دارند 

مراعاتت را نمی کنند 

در هیچ الویتی قرارت نمی دهند 

نگران غرور و حال تو نیستند ...!

مهم نیست مقامت چه باشد !

مهم نیست چقدر توانا و شایسته باشی !

این مردم ، یاد گرفته اند با چشمانشان فکر کنند ...!

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

یک شنبه 10 فروردين 1399| 22:45 |•●♥ ƁƛƦƛƝ ♥●•| |